استاد سخت گیر
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 9:32
یکی از استادامون خیلی سختگیره یجورایی خیلی گیره و جزئی نگر و میگه زحمت کشیدم زحمت میخوام ما همه فک میکردم امتحانشو میفتیم خودشم تو گروه میگفت همتون بدشدین و در حد قبولی تا اینکه دیروز برگه منو گذاشت
فرار
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 9:32
میگه چرا از ما فراری هستی ؟ چرا همش میخوای بری ؟ میگم شما ؟! من از خودم فراری ام شماها که دیگه چیزی نیستین ... .
اون آدم پر آرامش
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 9:32
هر وقت میرم وبلاگش حس خوب پیدا میکنم و چند روز بعد وقتی دارم تو حسای بد دست و پا میزنم جملاتش یادم میاد و میگم ای کاش یه نفر تو زندگی همه اون حسای خوبو پیدا کنه .
غذای داغ
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 9:32
دیروز اومدیم غذا بخوریم یه دونه ماکارانی داغ خوردم از انتهای گلوم تا قفسه سینم فک کنم سوخته چون هم اون موقع خیلی درد گرفت هم الان حتی وقتی آب میخورم سنگین میشه . خلاصه که غذای داغ مخورید :)
خنده تلخ
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 9:32
این یکی دو روز تعطیل بودم نرفتم بچه هارو ببینم حوصله نداشتم سر یه مساله ساده کلش به اعصاب خوردی گذشت . حرف زدن با آدما برام سخت شده : )
خسته
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
دیروز از صبح تا شب داشتیم کارای غرفه ها رو انجام میدادیم داغ بودیم متوجه نبودیم ولی اومدیم خوابگاه دیگه افتادیم حتی الانم خستم بازم داریم میریم برای ادامه کارا ؛)
مسئولیت
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
امشب ساعت دوازده ونیم واقعا دلم میخواست گریه کنم بخاطر سه ماه زحمت چقدر اعصاب خوردی تنها نتیجش اینه که بگن این مسئولو عوض کنید .
این چند روز
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
این ۵ روزه از صبح تاشب کار میکردم یعنی کار میکردیم برای نمایشگاه و غرفه ها به مناسبت صدمین سالگرد تربیت معلم ، گردنم که دیگه صاف نمیشه ، هم خستگی فیزیکی بود هم روحی ، هیچ نتیجه ای نداشت ولی خودم یکم خ
عشق و عاشقی
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
مامان میترسه من عاشق شم خداوکیلی این وسط فقط عشق و عاشقی رو کم داریم
روابط
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
دقیقا همون تنفره روابطمو داغون کرده نمیتونم خودم باشم از حرف زدن خستم از عمل کردن خستم از هرگونه تلاشی برای توجیه کردن قانع کردن فقط دلم سکوت میخواد بسرم زده برگردم خوابگاه این یه هفته تعطیلیو حوصله شلوغی و این آدمارو ندارم .
Poor mark
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
روزی روزگاری مارمولکی بود به اسم مارکو مارکو صبح تا شب تو بیابون می چرخید پدر و مادرش خیلی نگرانش بودن مارکو همیشه انتخاب های اشتباه انجام می داد همیشه تصمیم های اشتباه می گرفت برای همین همیشه تش
رستاک
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد فهمید دیونم موهاشو کوتاه کرد امروز اولین بار بود این آهنگو شنیدم ...
وسایل گمشده
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 8:41
از مسئول فناوری دانشگامون یه سیدی برا کامپیوترم گرفته بودم قفل شکن بود اون هفته یادم رفت ببرم این هفته اومدم گم شده . نمیدونم چطوری به یارو بگم خیلی یجورایی یجوریه انگار هیزه و دنبال صحبت با همه دخترا . کلا هردفعه میام خونه ۲۴ ساعته دنبال وسایلمم حتی چادر قدیمیم هم گم شده ، منم دلم نمیاد چادر نوامو ...
J
-
تاریخ: 1397/2/10 ساعت: 13:25
دلم میخواد مثل گذشته جسور و شجاع باشم دلم میخواد خودم باشم همونی که تازه الان قدرشو میفهمم نمیگم نمیشه ، میشه اماهای زیادی هست ولی میشه فقط شاید باید بخودم بیام .... راه طولانیه نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 23:57  توسط ساری Let's block ads! (Why?)
Bad again
-
تاریخ: 1397/2/10 ساعت: 13:25
حتی حوصله ندارم آدم بده باشم ...
قالب
-
تاریخ: 1397/2/10 ساعت: 13:25
ازین قالبه خوشم نمیاد زیادی شلوغه ولی از پیچک نمیشه انگار
حرف
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 3:59
بعضی حرفها رو که جایی میخونیم انگار که همه اون چیزی ان که ما میخواستیم بنویسیم اما نمیدونستیم چطور ... ولی وقتی به اون نوشته ها برمیخوریم مستقیم روی روحمون لنگر میاندازن وازون بعد هی و هی تکرار میشن تو ذهنمون ... این تکراره آدمو به گذشته میبره ... + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 8:55 ...
سرما
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 4:48
شبیه خلافکارا شدم بابا چرا انقد من زخم و زیلی میشم :/ +خط کج رو گونم :////
دوری
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 4:48
دوری همین شکلیه دیگه ، نه؟ بگه ببخشید شلوغ بود همه چی قاطی بود یادم رفت همه چی داره از بین میره ؟ ... + برام مهمه نمیخوام تموم شه . ن + نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 0:15  توسط ساری |
یوقتایی
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 4:32
فقط تلاشتو بکن حداقل من یکی چیزی ازت نمیخوام ... این روزا میگذره یادت نره این روزا این حرفا این کارا این آدما یادت نره ... + نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 1:54  توسط ساری |