Game
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 4:32
خدایا داری باهامون بازی میکنی ؟! فردا ۶ صبح آخرش همون میشه که تو میخوای ولی بدجوری از خداییت تو بهتم ... + یه سرنوشت دیگه تموم شد الحمدلله الحمدلله الحمدلله استغفرالله استغرالله استغفرالله .... + یه شروع دوباره ++ از پ ها متنفرم . + نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 22:56  توسط ساری |
حس خوب
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 4:32
این ج.ف و ع.ف حس خوبی بهم میدن یه حسی که انگار "میتونم " خودشون کلی مشکلات داشتن ولی تونستن !
مسیر
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 4:32
وقتی به باورهات شک کردی به مسیرت نگاه کن نه به نتیجت .
تغییر
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
شاید شرایط و موقعیت ها تغییر کنن ولی آدم ها نه .
زود
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
زود قضاوت نکنیم دیر قضاوت کنیم :|
زنده
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
میدونی آدما با امید زنده ان ؟ امیدوار باش ...
عجیب ترین
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
احساسات آدمها عجیب ترینن + جواب نمیدم نه اینکه نتونم ... جوابشو برای بعدا هم نزاشتم . دیگه ارزش جواب دادن ندارید. ++ امشب یه هدف کاملا عجیب غریب بذهنم رسید ثابت کردن خودم به یه آدم ناشناس . + نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 18:36  توسط ساری |
برگشتن
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
نمیدونم دلم میخواد برم یا ن دلم میخواد مثل بار اول برم بی هیچ تعلقی ولی این بار انگار به دست وپام زنجیر بستن بااینحال میدونم "باید" برم + نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 19:27  توسط ساری |
grandma
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
مادربزرگا معجزه اند . باور کنید ...
الماس
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
الماس جالب بود اکتای خوبی داشت
سه پیچ
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
گیر نده :| به عمیق ترین بخشای یه آدم که گیر بدی همون لحظه ازت دور میشه اون میترسه با خودش روبه رو بشه + فرو و سارا نترسیدن خیلی جالب بود برام . ترسناک بود ولی نتایج جالبی داشت. ++ نمیتونی مسئولیتشو قبول کنی اینم دلیل دوم . + نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 19:41  توسط ساری |
اینجا
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
اینجا دیونه کنندس عجیب نیس که همیشه فراری بود ازینجا
لعنتی
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 1:24
هنوز همه چی بطرز باحالی لعنتیه نمیدونم چرا بیخودی تلاش میکنم ثابت کنم اینطور نی چرا میخوام ثابت همه چی میتونه نامتعارف متعارف باشه + نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 22:43  توسط ساری |
اتفاق
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 6:59
انقدر این چندروز اتفاق افتاده و داره میفته که همه مون در تعجبیم ... حس میکنیم خوب مدیریتش کردیم ( مثلا نکته +) ولی الان اومدم با سارا بحرفم دیدم نمیتونم یسری چیزارو بگم حتی با اینکه کلا بی تفاوت و خنده رو بودم تو جریان ولی الان بازگو کردنش ناراحتم میکنه حس میکنم هنوز درست نفهمیدیم چی شده + همزاد پند...
زلزله
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 6:59
زلزله اومد :|
روزی
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:22
چندسال پیش تو یه لغت نامه معنی اسم قبلیمو "خالص " پیدا کردم حالا دارم سعی میکنم اسم قبلی رو به اخلاص برسونم وبعدش فاطمه شدن رو بپذیرم ... + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:36  توسط ساری |
مهر
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:22
میگن یروز یه مادری همراه کودکی در بغلش به سختی از کوه بالا میرفته خدا رحمتشو ازش قطع میکنه و مادر بچه رو هونجا زمین میگذاره و بالا میره و خدا دوباره رحمتشو عطا میکنه و مادر به سختی برمیگرده و دوباره با کودک بالا میره . این داستان منو به فکر برده خیلی جای سوال داره ... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هش...
انتها
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:22
* گاهی وقتا آدم خودش یچیزایی رو ول نمیکنه * دلش میخواد فک کنه کار دله یا دست خودش نیست ولی در اصل خودش نمیخواسته ... من نمیخوام + همیشه میگفتن بخاطر ( ت ا م ) یچیزی میشه و هممون فکرمون به خیلی جاها کشید حتی خودم ، ولی این روزا وسط حرفا وسط دیدارا دارم حس میکنم نتیجش شد بی احساس شدن من ، اولین باره ک...
حامی
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:22
دقیقا در لحظه ای که حس کنی هیچ حامی ای نداری شروع میکنی به قوی شدن چون میدونی تنها راه زنده موندنت قوی بودنه
جرات
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:22
دوباره شروع کردن جرات زیای میخواد چطورچندوقت پیش این جراتو داشتم؟ الان ... نمیدونم