دلش میخواد فک کنه کار دله یا دست خودش نیست ولی در اصل خودش نمیخواسته ...
من نمیخوام
+ همیشه میگفتن بخاطر ( ت ا م ) یچیزی میشه و هممون فکرمون به خیلی جاها کشید حتی خودم ، ولی این روزا وسط حرفا وسط دیدارا دارم حس میکنم نتیجش شد بی احساس شدن من ، اولین باره که نمیدونم این خوبه یا بد ...
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:11  توسط ساری |
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی