برنامه دخترای ادایی با مشکل مواجه شد
وی ۳ خوابید ۶ پاشد
رفتم محل کار قبلی ی شهر دیگه تسویه کردم
تا ۹ برگشتم دوباره سرکار فعلی
تا ۳ونیمم گشنه تشنه سرکار بودم
رفتیم امشب برای محمدعلی لوازم التحریر خریدارییم خیلی خوشگلن اصن دلم خواست خودم دوباره برم مدرسه
امسال میره ششمممممم! باورتون میشه شششم؟ اول راهنمایی
این بچه نمیتونست آب دماغشو جمع کنه حالا مارو روی ی انگشت میچرخونه از شدت لوس بودن!
متاسفانه تو تربیت جفتشون با شکست مواجه شدم
امیدوارم از این به بعد بهتر عمل کنیم :)
چقدر بچه های معلمامونو مسخره میکردیم این تاوان اوناست
+آبجی کوچیکه خیلی با من بده ، منم دیگه پذیرفتم .
پنج شنبه ها یجا پیدا کردم برم اگ قبول کنن واقعا دوس دارم برم کاش بپذیرن .
با تصمیمات امسالم گند زدم تو آیندم :/
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی