چندسال پیش که رفته بودیم حرم تو همین طرح اکرام ایتام و محسنین یکی از بچه هارو انتخاب کردم یجورایی حامیش شدم خیلیم دیر و زود وکم و زیاد کمک میکردم اون موقع ها خودم درآمد نداشتم
حقیقت که درون خودم حس میکردم وای خیلی ادم خوبیم و به خودم افتخار میکردم با یه گوشه نگاه که ن درست و حسابی هم نمیتونم کمک کنم پس خاک برسرم بااین حامی بودنم
تااینکه چن وقت پیش اومدن دانشگاهمون و حدود ۶۰۰ نفر اینکارو انجام دادن
بعدش حس کردم اصلنم ادم خوبی نیستم خودم اینکارو گنده کردم واسه خودم ، خلاصه که شرم و خجالت وجود مارو در برگرفت و ...
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی