خرید بک لینک
سیزده مون هم بدر شد ...

عیدتموم شد من حرفامو زدم از حق خودم دفاع کردم جلو فامیلا ضعیف نبودم مثل یه دختر متشخص از خودم دفاع کردم و خانوم وار بودم البته شعور فامیلامون هم خیلی بیشتر از چیزی بود که فک میکردم و رفتارشون خیلی بهتر از فکرم بود تو این بینا یه سری حرفا و حرکات آزاردهنده هم بود که سعی کردم واکنش منطقی داشته باشم بعضی حرفا اذیتم کرد ناراحت شدم اما مهم اینه که لاقل جلوی بقیه ضعیف جلوه نکردم

یه مقداری حالم بهتر شد با دفاع از خودم ولی کاملا خوب نشدم چونکه برای اولین بارها نمیتونم ببخشم یا حلال کنم شاید بعدا بشه و شایدم نشه

دراز کشیدم روی زمین و به تمام وقایع و حرفا فکرکردم و سعی کردم پروندشو ببندم الان توی راه تهرانیم و برای ازین به بعد یه پرونده جدید باز میکنم .

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:07

صفحه بندی