انقدر امروز حالم بد بود ک حد نداره
همه کارام قاطی شده
دبشب و پریشب خوب نخوابیدم از ۶ بیدارشدم تازه ۸ شب اومدم خونه
ویدئو نهج البلاغه نفرستادم
کل کلاس صبح بخاطر محتوا عصبانی بودم
برنامم جور نشد برم دانشگاه چندتا جا رفتم ویدئو ضبط کنم نشد
برای ناهار هزینه سنیگن افتاد رو دوشم
کلاس زبان کلا حواسم پرت بود
بهم برخورد ک دیر وزود ج داد
عموم زنگید گفت سر خونه ب مشکل خوردیم تقریبا ۱ میلیارد کمه
یعالمه سراون اعصابم خراب بود
دوست دوستی کرونا داشته انقدر حالش بد وده بیمارستان بستریش کردن
و ... یادم نمیاد همش بدشانسی اوردم امروز
آهاااان مهم ترینش یادم رفت بابا گفت از زنی خسته شدم میخوام طلاقش بدم خانمه جدا پیشم گریه کرد گفت بریدم ینی قشنگ دارم از دست همه اینا دیونه میشم
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی