خرید بک لینک

من ۱۸ ۱۹ سالگی به بعد فقط به زور زندگی کردم هرروز فقط میخواستم یجوری اونروزو تموم کنم

هرروز فک میکنم روز بعدی هم هست فردا جبران میکنم فردا زندگی میکنم فردا شاد میشم فردا تلاش میکنم

۶ ساله که اون یروز نیومده

۶ ساله که من تو همه تصمیماتم تعلل میکنم تا به نقطه ای ک میخوام برسم نقطه ای که معلوم نیست کجاست و اصلا چیه

هیچ کدوم از انتخاباتمو دوس ندارم ولی چاره ای هم ندارم، همش گذاشتم ب نقطه بیچارگی برسم بعد از تنها راه موجود در رفتم بیرون و دوباره تو یه هزارتوی دیگه گیر افتادم

دروغه بگم این وسطا هیچ وقت لذت نبردم یا اصلا شاد نبودم

اما اون شادی که تو بسازی و بدست بیاریش شیرینه و حساب شدنی ، نه اونی ک اتفاقی پیش میاد

راه نجاتمو بلدم ولی خیلی سخته ۷۰ درصد نشدنیه اصلا

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: جمعه 26 اسفند 1401 ساعت: 15:10

صفحه بندی