چندوقت پیش یه پزشکی تو استوری یک سوال پرسیده بود
نوشته بود احتمال مرگ کدوم بیشتره ؟
۱) دختری ک ۲۰ سالشه و دوس پسرش ولش کرده
۲) زنی که تو ۵۰ سالگی طلاق گرفته و جدا شده
۳) دختری ۱۵ ساله که با یکی کات کرده
تصویر زمینه هم یه تخت بود که پر از "خون" بود
جواب گزینه دو بود ....
و هون لحظه اتفاق افتاده بود
از اون روز حس کردم من خیلی وقتها عامل موفقیت خودمو تو خانواده میبینم ، خانواده داشتن خانواده خوب داشتن و حتی تشکیل دادن به این فکر کردم که چقدر افکارم حول محور یک خانواده خوب و موفق می چرخه و بنظرم کسی که خانواده خوبی نداره خوشبخت نیست
ب این فکر کردم اون زن بیچاره چ گناهی داشته ک تو ۵۰ سالگی بهش خیانت شده مجبور ب جدایی شده و نهایتا حرف مردم ب اونجا رسوندتش وقتی برگشته خونه قبلیش و هیچکسو نداشته چه حسی داشته و بقیه چقدر بهش سرکوفت زدن ... با خودم گفتم نباید خوشحالی و موفقیتمو ب بقیه گره بزنم و خیلیم بخاطر بدبختی غصه نخورم
همه چی میگذره
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی