خرید بک لینک

یکی از تصمیمات مهم امسالم این بود که به خودم فرصت تجربه و درک بدم

و الان در حال تجربه احساسات مختلف ام ...

بعضیا جدیدن بعضیاش ترسناکن

بعضیاش امیدوارکنندس که وقتی عمیق میشی تازه میفهمی یین و یانگ چیه !

انگار تو وجود هر امیدی یه ناامیدی عمیق هست

و توهر ناامیدی یه امید عمیق وجود داره

شبیه یه نمودار سینوسی یموقع هایی تو اوجی و یوقتایی هم به نقطه صفر و حتی منفی میرسی

برای هر رفتاری یه برداشتی داری ک ممکنه اصلا درست نباشه

معتاد هیجان لحظه ها میشی

دلتنگ اون هیجان و احساسات میشی

دلت میخواد برای خودت دائمی شون کنی که دقیقا تو همون لحظه سقوط میکنی !

گاهی وقتا دلیل بعضی از رفتارامو نمیدونم

شایدم زندگی شبیه بازی حکمه! خوده خوده قماره اصلا !

تو هیچ نقشی تو ورقایی که دستت میاد نداری

حاکم خیلی الکی و شانسی تعیین میشه

بعد مجبوری با قوانین حاکم بازی کنی

ولی فک میکنی اگ باهوش باشی حتما میبری و همه تلاشتو میکنی ولی واقعیت اینه که تو یه زنجیره از احتمالات و شانس گیر افتادی !

نکتش اینه که از بازی لذت میبری حتی !

همش امید داری دست بعدی بهتر میشه یوقتایی هم بهتر میشه ها ولی نکته اینه که خیلیم دست تو نیست!

نهایت نقش تو اینه ک وقتی دستت خوب بود درست بازی کنی

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:30

صفحه بندی