خرید بک لینک
یه مانتو خریده بودم که وقتی میرم رو سن بپوشمش مثل خانوم نون باشم اونجا

امشب از عروسی که اومدیم و داشتم لباسامو سرجاش میذاشتم دیدمش.

دیدنش خیلی بد بود خیلی ...

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:07

صفحه بندی