خرید بک لینک
هیچ وقت هیچ وقت فک نمیکردم یروز وسط یه فروشگاه زنجیره ای وایستم به یه دختر که مانتوی شیری خیلی بلند تنشه با یه کفش کتونی زشت پاشنه بلند، شلوار تنگ با یه روسری مشکی که سعی کرده بود با حجاب ببنده و یه چهره متوسط با پوست سفید که با کرم پودر سفیدتر هم شده حسرت بخورم و الان موقع نوشتنش دستام بلرزه . چرا ؟ شاید چون وقتی دستمو تکون میدادم درد میگرفت نمیتونستم آرنجمو جایی بذارم رگ روی دستم کبود شده بود و وقتی داشتم لباسمو عوض میکردم متوجه خطوط کشیده قرمز روی شونه و بازوی چپم شدم مثل خطوط روی ساعد دست چپم بود ، شاید چون زیر بارون خیس شده بودم و دلم میخواست بیشتر و بیشتر خیس بشم اصلا دلم میخواست سیل بیاد منو با خودش ببره شایدم سقف خونرو روی سرم خراب کنه ولی دلم نمیخواست بمیرم دلم میخواست زیر بارون روی آسفالت دراز بکشم و بدبختیامو تکمیل کنم .

چرا اون دختر انقدر برازنده بنظرم اومد ؟ کاملا خانوم بود نه مثل من با یه تیپ نیمه دخترونه پسرونه ، مهربون بود از همون یه جمله ای که گفت متوجه شدم ردیف دندونای نامرتبش بامزش کرده بود یه "دختر" بود شاید ازونایی که هر پدر مادری آرزوشونه داشته باشن با آرامش خرید میکرد و وسایل رو توی سبد میذاشت نه مثل من گیج و با احتیاط ، با یه لّخند ملایم روی لبش اجناسو بررسی میکرد ولی من با یه گردن برافراشته و خیلی محکم راه میرفتم ولی توی چشمم پراشک شده بود سرمو بالا گرفته بودم و مستاصل بودم چیو انتخاب کنم چرا انقدر انتخاب سخت شده بود ؟ آخر سر با ماشین حساب گوشی و محاسبه قیمت هر گرم به نتیجه رسیدم همچنان گیج بودم سرم سنگین بود و محکم راه میرفتم توی صف پشت همون دختر قرار گرفتم من رو نگاه کرد و لبخند زد و من سراسیمه نگاهمو میدزدیدم بعد از چند بار لبخند نتیجه گرفتم منم لبخندی بزنم لبخندام شبیه لبخند نبود همه میگفتن شبیه این بود که لبتو کج و معوم میکنی تا به زور بخندی ولی لبخند واقعیم همون بود

دختر شیری پوش میخوام بدونی که امروز خیلی برازنده بودی و امیدوارم روز به روز و لحظه به لحظه برازنده تر شی شاید تو هم فک نمیکردی یروز یه دختر مشکی پوش توی فروشگاه از ته دلش با دیدن تو غصه بخوره بدون هیچ تقصیری .

فقط پوشیدن شال آبی تیره و خیس شدن تو بارون همه چیز رو کمی قابل تحمل کرد تا دختر به خونه برگرده و بازم گیج و مستاصل با یه سر سنگین باشه ...

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:07

صفحه بندی