Constancy3 - تاریخ: 1405/7/10 ساعت: 21:10
مسیر نامعلوم Constancy3 چرا انقدررررر زیاد تلاش کردم و حتی هزاران تصمیم اشتباه گرفتم برای راضی کردن کسی که هیچ وقت راضی نمیشه+ صبح بدنام رو ندیدم فقط داشتم صداشو میشنیدمتمام خاطراتی ک نباید زنده شدحالا تا یه هفته فقط باید فکر کنم و غصه بخورم .‌+ رفتم مفصل دیدمش ؛ نیازی ب تلاش نداشت با هرصحنش گریم گر...
Outlook1104 - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 21:22
دیروز رفتم باشگاه ۱ ساعت ونیم اینا امروزم ۸۰۰۰ قدم راه برفتم این هفته بااااااید هرروز ورزش کنم + تخم مرغ و کاهو بخورم+ صب زود آبجوش لیمو عسل + شام سبک + خواب کافی + دکتر دوا + قرص و قسط . + دلم برای یکی تنگ شده ک هیچ نسبتی باهم نداریم صرفا دوستمه ++ اینروزا دارم دوست صمیمیمو از دست میدم ، به مرور و ...
Outlook1106 - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 21:22
مسیر نامعلوم Outlook1106 برنامه دخترای ادایی با مشکل مواجه شد وی ۳ خوابید ۶ پاشد رفتم محل کار قبلی ی شهر دیگه تسویه کردم تا ۹ برگشتم دوباره سرکار فعلی تا ۳ونیمم گشنه تشنه سرکار بودم رفتیم امشب برای محمدعلی لوازم التحریر خریدارییم خیلی خوشگلن اصن دلم خواست خودم دوباره برم مدرسه امسال میره ششمممممم! ب...
Constansy1 - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 21:22
یکی از دوستان بلاگفایی یه پستی گذاشته ، من وقتی خوندمش بااینکه تجربه مشابهی نداشتم حقیقتا ناراحت شدم یجورایی میتونستم تصورش کنم و حس همدردیمو ابراز کنم اما خب نشده ... و خیلی اوقات این اتفاق تکرار شده من خیلی وقتا احساسات واقعیمو نشون ندادم یا بهتر بگم ؛ نتونستم نشون بدم . و شاید ابراز کردن خودم بتو...
Outlook1015 - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 14:45
به دعوت یکی از عزیزان با داداش کوچیکه رفتیم ایران مال فوتبالو دیدیم بلیت هارو یکی از دوستان گرفته بود ردیف اول! بعد نیمه اول گردن درد گرفتیم رفتیم رو پله ها نشستیم و پادرد گرفتیم خاطره جالبی بود اولین باری که هرجایی رفتم کلا برام یه حس دیگه ای داشته + اولین بار بود ک یه بازی فوتبالو از اول تا اخر دی...
Outlook1017 - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 14:45
صبح ۷ وربعشب بعد از ۱مدرسه. کار کردن زبان . انگور .‌ گریه . اداره . خانه . داماد . مهمونی . هویج پلو.غوره ‌دان کردن ۳۰ کیلو :/ خواستگار .آب معدنی. امامزاده .تعمیر پرینتر . آبغوره گیری. نونوایی. صافی. شنیسل بخر. خونه نشون بده . گیر کردن آسانسور. کابیت های زشت . پیاده. عمه . زبان کارکردن. شام . پذیرای...
Outlook1018 - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 14:45
امروز ب مدیرم قضیه رو گفتم دوباره گریه کرد و دل من خون شد یعالمه هم برام میوه اورده بود زنگ زدم ب اونجایی ک قرار بود بجاش برم گفت آقای فلانی موافقت نکرده میترسه جاشو بگیری . حداقل ی هفتس ک میدونه ولی خبر نداده میترسم دوستیمون خراب شه حالا موندم ویلون و سیلون ! امیدم ب خدا دستم به چشم مردم ! جابجا +م...
Outlook1019 - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 14:45
خیلی خسته و داغونم انگار مغزم برای سرم زیادی بزرگ شده نمیتونم حتی برای یک دقیقه تمرکز کنم زندگیم پره چالشایی شده که ازشون سردرنمیارم و ناتوانم من توان جنگ کردن با مردمو ندارم دلمم نمیخواد و متاسفانه بازم همچی اینجوری پیش رفته ک من مقصرم از چالشای دائمی خستم ، نمیکشم هیچی تموم نمیشه فقط هی کِش میاد +...
Life1622 - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 12:01
دانش آموزام از ساعت ۸ دارن دونه دونه زنگ میزنن تبریک تولد میگن قلبم رقیق شد اصلا واقعا دلم تنگ شده براشون فکر نمیکردم یادشون باشه اگ ادم گریه اویی! بودم الان صددرصد گریم میگرفت Adblock test (Why?)
Life1623 - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 12:01
هنوز اون پستی ک دلم میخوادو نذاشتم خودسانسوری بهم اجازه نمیده ذهنمو بسته بودم و فقط اجازه میدادم جنبه های خوبو ببینم
Life1624 - تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 12:01
میترسم نرسم حقیقتا ب اون نقطه ای رسیدم ک فهمیدم هیچکس به غیر از خودم نیست و نمیتونه کمکم کنه
Life1576 - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 2:14
از همه بیشتر از این میترسم که خودمو از دست بدم از اینکه اونقدر تغییر کنم که دیگه خودمو نشناسم
Life1577 - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 2:14
هروقت روی چیزی وسواس پیداکردی ولش کن همین و تمآم .
Life1578 - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 2:14
خیلی روزا از خیلی حسا گذشته ...
Life1550 - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 18:57
مشق امشبم هزار دفعه نوشتن از روی اسم توئه (معین زد)این آهنگو هرجا بذارن من و داداشم باشیم آبروریزی میشه
Life1552 - تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 18:57
نون با یکی دیگه صحبت کرد آقا من حسودیم نشد حسودیم نشد
Life1510 - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 16:49
نمیتونم بگم اگرم بگم با چه زبونی بگم اصلا مگه همه چیزو باید گفت
Life1466 - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 14:41
اون آدمای دورت که متوجه حس ناراحتی تنهایی یا خوشحالیت نشن مفت نمی ارزن .
Life1467 - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 14:41
واقعا دارم از استرس خفه میشم
Life1468 - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 14:41
خوب نمیشم خودم میدونم که نمیشم ینی کلا بچگی این مدلیه که آدم خوب میشه ، زمان که بگذره همه چی درست میشه، سرعت رشد و ترمیم بچه ها فوق بالاست ،حتی سرعت فراموشیشون . الان فقط با زخم هایی که میخوریم و آسیب هایی که میبینیم ادامه میدیم و خوشبختانه یا متاسفانه اونقدر تو بزرگسالی سرمون شلوغ میشه که حتی وقت ف...